الملا فتح الله الكاشاني

8

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بر آنچه بر ملكين پوشيده است از اخفاى خفيات ليكن تسلط ايشان بر حفظ اعمال ايشان به جهت حكمتى است كه مقتضى آنست و آن زيادتى لطف او سبحانه است بر بندگان در اجتناب نمودن ايشان از سيئات و رغبت نمودن در حسنات و ميتواند بود كه اذ متعلق باشد به ( اذكر ) يعنى ياد كن اى محمد كه چون فرا گيرند دو فرشته كه گيرنده اعمال و اقوالند يكى از ايشان عَنِ الْيَمِينِ از طرف راست ايشان نشسته وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ و ديگرى از جانب چپ وى نشسته مراد بقعيد ملازم است يعنى ايشان ملازم انسانند و اصلا جدا نميشوند از انسان . ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ بيرون نيفكند آدمى از دهن خود هيچ سخنى يعنى به هيچ چيز متكلم نميشود إِلَّا لَدَيْهِ مگر نزديك او و يا نزديك آن قول رَقِيبٌ عَتِيدٌ نگهبانيست مهيا و آماده پس نزد اينحال اقوال آن را در نامه اعمال مىنويسند و مرويست كه حفظه چهار فرشته‌اند دو در روز موكلند و دو در شب امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه بدرستى كه جاى نشستن دو فرشتهء تو بر هر دو دندانهاى پيشين تست كه يكى بر راستست و يكى بر چپ و زبان تو قلم ايشانست و آب دهن مداد ايشانست و تو بىملاحظه ميگوئى آنچه ترا به كار نميآيد و فايده نمىرساند و از خدا و ايشان شرم ندارى و در حديث آمده كه پاك گردانيد دهنهاى خود را بطعام حلال زيرا كه دهنها محل سكون آن دو فرشته است كه نگهبان و نويسنده اعمال شمااند از امام حسين عليه السّلام مرويست كه اين دو فرشته از بنده دور نميشوند مگر وقت قضاى حاجت و خلوة انس بن مالك از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه چون بندهء از بندگان مؤمن فوت شود آن دو فرشته گويند بار خدايا قبض روح فلان بنده مؤمن كردى ما بكجا رويم خطاب آيد كه آسمان و زمين مملو است از فرشتگان و آدميان و پريان و همه بعبادت من مشغولند شما نيز بسر قبر آن بندهء مؤمن رويد و به تسبيح و تهليل و تكبير من اشتغال نماييد و ثواب آن را در نامهء حسنات او نويسيد تا روز قيامة و از اينجا معلوم است كه اين دو فرشته حافظ بنده‌اند و كاتب اعمال وى تا هنگام مرگ . وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ و بياورد بيهوشى مرك يعنى حاضر سازد شدة موت كه زايل كنندهء عقل است بِالْحَقِّ امر درست و راست را كه كتب الهى به آن ناطق است و انبيا به آن مبعوث مراد امر آخرتست از بعث و نشور و غير آن از احوال معاد و ميتواند بود كه مراد از حق كشف حال بنده باشد از سعادت و شقاوت وى و نزد آنحال ملائكه گويند ذلِكَ اين مرك ما كُنْتَ آنچيزيست كه بودى تو در زمان حياة مِنْهُ تَحِيدُ از آن ميل ميكردى